گاه نوشته های یک علاقه مند به مدیریت برنامه ریزی استراتژیک مطالعات دینی-فرهنگی تحلیل های سیاسی و البته کلی مساله دیگر
از دل من به دل تو
نژاد های مختلف با قیافه های بسیار متفاوتی در کهکشان بزرگ ما پراکنده اند. از قضمیت های آلفا قوضموت تا ما شش چشم های هشت پای فریگی مارتوروپس و کله ژلی های جدیکاهای سفلا و ولکان های گوشتخیز و کرم های آمونیاک خوار و لنگدراز های آواتار وپشمانه های اندور و کیلینگون های بد اخم تا همین انسان های زمینی که جالب است که فکر می کنند تنها موجودات زنده کل کائنات هستند.
فکر کن! انسان ها از لحاظ فیزیکی جزو دو پایان محسوب می گردند و یک توده ی مخلوط آب و گاز می باشند بدون هیچ گونه آپشن اضافی مانند چشم سوم و بال عقب و ذهن تلپاتیک و مغزشان به زور نیم کیلو وزنش است که تازه از آن نیم کیلو فقط از پنج درصدش استفاده کرده و باقی اش را آکبند گذاشته اند.
اما نکته اینجاست که مهم ترین عضو بدن انسان مغز نیست! بلکه چشم است و خودشان اذعان می دارند که عقلشان به چشمشان است و خیلی وقت ها قضاوت در مورد پدیده های اطرافشان را نه با عقل که با چشم انجام می دهند. هر قدر نیز که قپه بیایند که به درک و فهم و هوش و سواد وشجاعت و بقیه صفات خوب بیشتر اهمیت میدهند و باطن آدم ها برایشان مهم تر است بدانید که خالی می بندند و آنچه برایشان در درجه اول اهمیت است، ظاهر است و یک خوشگل احمق با آی کیوی زیر 90 کارش در جامعه بسیار راحت تر پیش می رود تا یک زشت نابغه و حتی شاعرشان هم گفته که "همین لباس زیباست نشان آدمیت" و آدم خوشگل هر دری به رویش باز است و همه دوستش دارند و به او احترام می گذارند و هر حرف مزخرفی بزند به گوش جان می شنوند و در سه سوت می تواند همسر انتخاب کند زیرا که خوشگل است ومعیار های زیبایی در این سیاره بسیار جالب هستند و مثلاً آنهایی که روی سرشان یک توده مو دارند خوش تیپ تر از آنهایی هستند که مو ندارند و آنهایی که روی چشمشان تعداد بیشتری مو به نام مژه داشته باشند زیباترند ولی در عوض مو های بالای چشم به نام ابرو هر چه کمتر باشد بهتر است و باورتان نمی شود که بر خلاف سایر کهکشان ها که دماغشان را عمل می کنند که بزرگ شود در اینجا دماغشان را کوچک می کنند اما در نهایت با تمامی این تغییرات قیافه های انسان ها خیلی با هم فرق ندارد و از کمی دورتر که نگاه کنی همه شان یک شکل هستند و همه یک جفت چشم و یک جفت گوش و جفت جفت اعضای دیگر دارند و توی یک مایه قد و وزن می باشند و این شباهت باعث می شود که آنها مرتب در تلاش باشند که با بقیه فرق نمایند که توجه جنس مخالف را جلب نمایند.
و یکی از این اختراعاتی که در این راه کرده اند مد می باشد و مد به یک لباسی می گویند که اگر انسان امروز آن را بپوشد شیک پوش نام دارد و اگر سه سال دیگر آن را بپوشد دمده نام دارد و اگر همان را دو سال دیگر بپوشد اوشکول است و اگر پنج سال دیگر بپوشد مسخره است و اگر ده سال دیگر آن را بپوشد دوباره شیک پوش است و این چرخه مرتب تکرار می شود و این مساله در تایید این جمله زمینی است که تاریخ تکرار می شود زیرا زمینی ها از تاریخ درس نمی گیرند و شلوار های پی لی وار و مانتو های خفاشی شان را دور می اندازند و انگار نمی دانند که فردا بر سر و کله لباس امروزشان خواهند خندید و کاربرد تاریخ در چنین جایی است که معلوم می گردد و ما فقط برای آزمایش این روحیه مردم زمینی مدتی رفتیم در تریپ مد در حد معقولش بد نبود ولی لاکردار بیفتی تویش در مایه اعتیاد است و خرجش کمرشکن و به همین دلیل هزینه این آزمایش خیلی زیاد شده و مشت و لگد اینجانب به قفای اسکن سادروداس هزینه ها را متحمل نشد و از اوراق بهاداری که انسان ها به جای پول خرج می نمایند به نام چک استفاده نمودیم که با محلش خوب است و بی محلش بد است و آن هایی که ما خرج کردیم از شانس بدمان بی محل از آب درآمد و اکنون این جانب به قید ضمانت آزاد می باشم و نیاز شدیدی به دو سه میلیون پول دارم و ...
پ.ن:
گزارشی بود از شهودات یک فضایی از زمین به نقل از مسافران. کاش می شد همشه از بالا خودمان را ببینیم. اینطوری بهتر می شد انسانیت انسان بودنمان را ارج بنهیم و وقتمان را در این دنیای فانی بیهوده تلف نکنیم. امروز همه یک جور اسیر همین وقت تلف کردن ها هستند؛ هدف گم شده است؛ همه این دنیا را دو دستی چسبیده اند و به هیچ چیز جز آن اعتنایی ندارند. یکی اسیر پول، یکی اسیر مد، یکی اسیر جنس مخالف، یکی اسیر شهوت، یکی اسیر شکم، یکی اسیر..........
تو اسیر چه هستی؟
من اسیر چه هستم؟
چه کسی ما را نجات خواهد داد؟
.....
برچسب ها : فرهنگی
اى کسى که اخبار شاکیان بر او پوشیده نیست. و اى کسى که در شناخت حقیقت اخبار ستمکاران به گواهىهاى گواهان احتیاج ندارد. و اى کسى که یاریش به ستمزدگان نزدیک است و اى کسى که مددکاریش از ستمگران دور است . خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ستم کننده بر من و دشمن مرا، با نیروى خود از اجراى ستم در باره من باز دار، و با قدرت خود تندى تیغ دشمنى او را از من فرو کاه و او را در کار خود مشغول دار، و در برابر آنکه با او معارضه مىکند ناتوان ساز. خدایا، بر محمد و آلش رحمت، و ستمکار را به ستم در باره من رخصت مده و مرا در برابرش نیکو یارى کن و از ارتکاب نظیر کارهاى او نگاهدار. و در حالى مانند حال او قرار مده . خدایا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در مقابل دشمنم نصرت عاجلى ببخش که شعله خشمى را که از او در دل دارم بنشاند، و داد دلم را از او بستاند. خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و عفو خود را در برابر ستم او به من عطا کن، و در مقابل بدرفتاریش با من، رحمتت را به من پاداش ده، زیرا هر ناملایم در برابر قهر تو اندک است. و هر مصیبتى پیش خشم تو سهل است. خدایا من به هیچ کس جز تو شکایت نمىکنم و از هیچ حاکمى غیر از تو یارى نمىجویم. حاشا که چنین کنم! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و دعایم را به اجابت پیوسته ساز. و شکایتم را با تغییر دادن وضع موجود مقرون فرماى . خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به قبول هر سود و زیانى که در بارهام تقدیر کردهاى موفقدار، و به آنچه به نفع من از دیگران و به نفع دیگران از من گرفتهاى خشنودم ساز، به آن راهى که راستتر است رهبریم کن و به کارى که سالمتر و بىزیانتر است بگمار. خدایا اگر خیر مرا در آن بدانى که گرفتن حق من به تأخیر افتد و انتقام از کسى که بر من ستم کرده تا روز فصل خصومت ها و محل اجتماع متخاصمین متروک ماند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از جانب خود به نیت صادق و صبر دائم تأیید فرما و از خواهش بد و آزمندى اهل حرص پناه ده، و تصویرى از ثواب خود که براى من ذخیره کردهاى، و از جزاء و عقاب خود که براى دشمنم فراهم ساختهاى در دلم مصور ساز، و آن را وسیله خرسندى من به قضاى خود و اطمینانم به آنچه اختیار کردهاى، قرار ده. اى پروردگار جهانیان، دعاى مرا اجابت کن، زیرا تو صاحب فضل عظیم و بر هر چیز بىنهایت قادرى. دعای چهاردهم صحیفه سجادیه پ.ن:
تو خود دانستهاى اى معبود من! آنچه را که فلانی(......) در اثر غرور و بىاعتنائى به عذاب و کیفرى که تو مقرر داشتهاى از من هتک کرده، از آنگونه امور که تو او را از آن منع فرمودهاى .
خدایا مرا به نومیدى از عدل خود میازماى، و دشمن را به ایمنى از عقوبت خود امتحان مفرماى تا بر ظلم من اصرار ورزد و بر حقم مستولى شود و بزودى عذابى را که به ستمگران وعده دادهاى، به او و اجابتى را که به بیچارگان وعده دادهاى به من بنماى .
خدایا فقط تو می دانی که این روز ها چه حالی دارم و چه بر سرم می آید...
برچسب ها : دینی
انسانیت، اخلاق، معرفت، انصاف، مرام، گذشت، صبر، اخلاص و بسیاری از خصلت های این چنینی مثل اینکه دیگر در انسان ها مرده است. هیچ کور سوی امیدی نیست که وضع تعییر کند و بلکه شاید کمی ترقی به سمت بهبود. هر کس که دور و اطرافم را گرفته اند را می نگرم شاید دیگر آن تنها ذره هایی که باعث می شد به خاطر همان ها انسان خیلی چیز ها را تحمل کند هم دیگر وجود خارجی ندارند. این روز ها از عمق جانم تاسف می خورم برای خیلی از چیز ها و البته خیلی از کسانی که جز ادعا و دروغ و تزویر و منم و ریا و تهمت و غیبت و هر آنچه که آدم را یاد کثافات می اندازد چیز دیگری ندارند. کثیف مثل خوک، نجس مثل سگ، نفهم مثل خر و بالاخره لاشخور مثل لاشخور. بیشتر از همه برای خودم تاسف می خورم که بر اثر زور و جبر روزگار در بین چنین اشخاص به ظاهر انسان نمایی محبوس شده ام و معلوم نیست کی از این وضعیت نجات می یابم.
حالم از هر چه اداره است به هم می خورد. از هر چه نهاد و ارگان و سازمان و وزارت و دفتر است به هم می خورد، چرا که حتم دارم کسانی در این گورستان ها پیدا می شوند که از هر حیوانی پست تر باشند. کسانی پیدا می شوند که حال تو را از همه چیز حتی از دین و ایمان هم به هم می زنند. چون اینان کسانی اند که خود را نماینده دین و اسلام و مسلمین معرفی می کنند. اینان کسانی اند که در ظاهر صحبت از حلال می کنند اما خود به کثیف ترین وجهی بیت المال را صرف مصارف شخصی شان می کنند و البته یک لیوان که چه عرض کنم بلکه شاید یک بشکه آب هم روی آن نوش جان می کنند. اینان کسانی اند که دم از فروتنی و خشوع می زنند اما بدتر از شاهان و وزیران با تو برخورد می کنند و برای خود خدم و حشم راه می اندازند، با کسی که مقامش از او کمتر باشد غذا نمی خورند، بر سر یک سفره با غنی و فقیر نمی نشینند، همیشه سعی می کنند خود را کسی نشان دهند و آنقدر برای هر کاری حتی در آوردن دستمال از دستمال کاغذی از افراد دیگر به خصوص کسانی که در رتبه ها و جایگاه های پایین تری هستند استفاده می کنند که اگر یک مقدار به همین وضع پیش برود و خجالت نکشند می گویند که دیگران طهارتشان کنند.
اینان درد مردم برایشان درد نیست. اینان شکم هایشان سیر است و حتی اگر سیر هم نباشد باز هم دیگران و بیچارگان برایشان اهمیتی ندارد. هر مشکلی را که پیششان مطرح کنی در کمال خونسردی می گویند از دست ما کاری ساخته نیست. اینان برای خود شان و مقام قائل اند و با هر کسی صحبت نمی کنند. اینان اگر هم خودشان به طرف مقابل برای صحبت نیاز داشته باشند باز هم کلاس می گذارند و می گویند وقت نداریم و چنین و چنان و بعد از کلی برو و بیا باز هم تو را به همان خدم و حشم هایی ارجاع می دهند که از قضا به علت همنشینی، این ندیمان هم صفاتی مشابه دارند. اینان فقط در جمع مردم حرف های خوب می زنند اما هیچ گاه حتی در ذهنشان هم به فکر عمل نیستند. اینان خیلی پستند. پست تر از آن که بتوان حتی تصورشان را هم کرد. اینان کسانی اند که هر کاری را حتی اگر آن کار مربوط به خودشان هم باشد به زیر دستی ها محول می کنند و تا جایی که جا داشته باشد به این زیر دستان بدبخت فشار های مختلف وارد می کنند. اینان در اینکه اشتباهاتشان را همیشه به گردن دیگران بیندازند و کار های خوب دیگران را به نام خود ثبت کنند استادند. اینان در ناحق کردن حق و حق کردن ناحق استادند. اینان در خود شیرینی و خبر چینی از دیگران و زیرآب دیگران را زدن استادند. اینان دیگران را له می کنند، زیر دستان را خرد می کنند تا بتوانند روی این له شده ها و خورد شده ها بایستند و مدام جایگاه خود را به این روش ارتقاء دهند. اینان تا دم نافشان ریش می گذارند بدون اینکه حتی یک ذره به همین ریش گذاشتنشان متعهد باشند و پایبند و نمی دانند که انسانیت به این چیزها نیست که اگر این طور بود بزها از همه انسان تر بودند.
این ها از قضا در بعضی موارد هم روحانی هستند، طلبه اند، جان عمه شان استاد حوزه و دانشگاه اند، معلم اخلاق اند، اما در حقیقت بی اخلاق ترین کسانی اند که می شود تصور کرد و فقط برای دیگران حرف اخلاق را می زنند اما از عمل همچنان خبری نیست. در انظار عمومی آنچنان خود را مردمی و متواضع نشان می دهند که ... بماند؛ اینان همین کسانی که معلم اخلاق و عرفانند چشم چران ترین کسانی اند که تا به حال دیده ام. هیز به معنا و مفهوم واقعی کلمه. صحبت از عدم ارتباط با نامحرم می کنند اما خود ساعت ها با یک خانم جوان جلسه دارند آن هم پشت در های بسته و ... اینان در دو به هم زنی افراد تبحر ویژه ای دارند و محبوب ترین روششان برای ادراه امور سیاست "تفرقه بنداز حکومت کن" است. اینان همیشه مدعی اند که مشکلی نیست و اگر هم شما در هر موردی مشکلی داشتید به ما اطلاع دهید که ما در سریعترین زمان ممکن آن را حل خواهیم کرد ولی به جای حل آن مشکل، در سریعترین زمان ممکن هر چه را که به آنها گفته بودی را یه چار تا هم می گذارند روش می گذارند کف دست طرف.
این است دست آورد یک انقلابی به نام انقلاب جمهوری مثلاٌ اسلامی که با خون هزاران جوان گره خورده اما آقایان همه ی این خون ها را دایورت می کنند روی ... این است امت پیرو پیامبر اعظم(صل الله و علیه و آله) و علی (علیه السلام). اینان مدعی حرکت در این راهند. این است وضع این مملکت انباشته از کثافت ما. این است امت مثلاً اسلامی ما. این است رسیدن به مستضعفان و بیغوله نشینان. این است عمل کردن به حرف امام. این است عمل به اصلاح الگوی مصرف. این است عمل به دستورات آقا. این است دستورات آقا را سر لوحه کار قرار دادن. این است ساده زیستی. این است انسانیت، اخلاق، معرفت، انصاف، مرام، گذشت، صبر، اخلاص این است...
اگر چه پر واضح است که بالاخره در همه جا بد و خوب با هم هستند. هستند خیلی از این ریش دارها که دلم می خواهد محو تماشای چهره شان باشم. هستند روحانیونی که دوست داشتم خاک پایشان را سرمه چشمانم کنم و هستند مدیران و رئیسان و وزیرانی که خاضع ترینند در برابر خلق و همیشه در خدمت مردم و همواره دغدغه های دین و اسلام و انقلاب آنها را مشغول خود کرده است؛ اما آنقدر تعداد اینان کم است و تعداد آنان زیاد که از این کم در برابر آن همه زیاد می شود صرف نظر کرد
دلم خون است از آنچه که می بینم و می شنوم. دوست ندارم بیشتر از این خاطر شما عزیزان را مکدر کنم و آزرده و به ناچار باز هم مثل همیشه خون می خورم و دم برنمی آورم به امید روز رهایی از شر این کثافت هایی که همه نهادها و سازمان ها وادرات و دفاتر این مملکت را گرفته اند و این نمی شود مگر با ظهور حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)
برچسب ها : اجتماعی